دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه
تبلیغات
آخرین ارسال های تالار
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1391 00:03
نویسنده : negahedigar
نظرات : 0

کوبیسم

حجم‌گری٬ یا کوبیسم (به فرانسوی: Cubisme) یکی از سبک‌های هنری است.

کوبیست ها جهان مرئی را به طریقی بازنمایی نمی کردند که منظری از اشیا در زمان و مکانی خاص تجسم یابد. آنان به این نتیجه رسیده بودند که نه فقط باید چیزها را همه جانبه دید، بلکه باید پوسته ظاهر را شکافت و به درون نگریست. نمایش واقعیت چند وجهی یک شی مستلزم آن بود که از زوایای دید متعدد به طور همزمان به تصویر در آید، یعنی کل نمودهای ممکن شیء مجسم شود. ولی دستیابی به این کل عملا غیر ممکن بود. بنابراین بیشترین کاری که هنرمند کوبیست می توانست انجام دهد، القای بخشی از بی نهایت امکاناتی بود که در دید او آشکار می شد. روشی که او به کار می برد تجزیه صور اشیاء به سحطهای هندسی و ترکیب مجدد این سطوح در یک مجموعه به هم بافته بود. بدین سان، هنرمند کوبیست داعیه واقعگرایی داشت، که بیشتر نوعی واقعگرایی مفهومی بود تا واقعگرایی بصری.

هنرمندان
ژرژ براک
پابلو پیکاسو
خوان گریس


البته توجه کنید کوبیسم دارای 3 مرحله بود و اثار کوبیسم درون زمان خیلی تغییر کردند. هر چند به طور خلاصه هدف اولیه سبک توجه به چند موضوع به صورت همزمان بوده مثلا عکس هم نیمرخ را نشون بده هم تمام رخ و برای اینکار شکل را به اشکال هندسی تقسیم می کردند

نمونه ای از نقاشی های کوبیسم از اثار پیکاسو

.

.

نمونه ای از نقاشی های کوبیسم از اثار جان گریس

.

.

مکتب هنری کوبیسم


مکتب کوبیسم به تحول تکنیکی و زیبایی شناسی اطلاق شده که بین سالهای 1907 تا 1914 توسط پیکاسو، براک، خوان گری(1) و لژه(2) به ظهور پیوست.

ماتیس و درون نیز در شکل دادن به این نهضت که بر اکثر هنرمندان پیشروی سالهای قبل از جنگ (1914-1918) تأثیر عمیق به جای گذارد، سهیم بودند.کوبیسم هم مانند امپرسیونیسم در وهله ی اول جز با خصومت و عدم درک مواجه نشد و نام گذاری آن به صورت استهزا آمیزی صورت گرفت.

به مناسبت اولین نمایشگاه براک، در گالری خوان ویلر(3) منقد آن زمان لویی واکسل با استفاده از یک گفتار ماتیس، در مورد «کعب» سخن راند.(1908)بهار همان سال در همان روزنامه و مجدداً در مورد براک، او از غرابت های کوبیسم صحبت کرد. آفرینندگان کوبیسم جانب احتیاط را نگاه داشتند و کراراً وجود خود را به عنوان تئوریسین انکار کردند. پیکاسو گفت: زمانی که ما نقاشی می کردیم فقط به بیان آنچه در درونمان بود می پرداختیم و هرگز قصد خلق کوبیسم را نداشتیم.

براک گفت: کوبیسم – یا بهتر، کوبیسم من – وسیله ای است که برای کار برد خاص خود خلق کرده ام با این هدف که نقاشی را در قلمروی استعدادم قرار دهم. نیروی حیات و باروری کوبیسم از جفت شدن این دو شخصیت استثنایی بروز می کند، که بدون چشم پوشی از شخصیت خویش با اشتیاق کار می کردند که بعدها گری و لژه به آنها گرویدند.

 


به طور کلی تاریخ تحول کوبیسم در سه دوره مشخص می گردد:

دوره یسزان (1909- 1907)دوره ی تحلیلی(1912-1910)
دوره ی ترکیبی (1914-1913)با مجسمه های آفریقایی و هنر پریمیتو رایج و نمایشگاه سیر تکاملی آثار سورا در سالن مستقلین، و به ویژه نمایشگاه سیر تکاملی آثارسزان در سالن پاییز، محیط مساعدی برای رشد این نهضت آماده شد.
ماتیس و درون در آن زمان فوویسم را نظم بخشیده بودند و به ارگانیزه کردن سطح رنگی تصویر می پرداختند. در این هنگام،پیکاسو «دوشیزگان آوینیون» را به پایان رساند. این تابلو از محور، به دو بخش تقسیم شده بود، قسمت راست بدون استفاده از سایه روشن و فقط به وسیله ی طراحی، به نحو کاملاً ساده ای شکل گرفته بود. و این آغاز کوبیسم به شمار می رفت.
او براک را ملاقات کرد و تکامل طبیعی براک در او شتابی را برانگیخت. پاییز آن سال گالری خوان ویلر در کوچه ی ویگنون (4) گشایش یافت. تالاری که بعدها خانه ی کوبیسم شد. گروه معروفBateau Lavoir در سال 1908 در خانه ی شماره 13 کوچه یRavignan در مون مارتر، جایی کهپیکاسو، ماکس ژاکوب (5) و خوان گری زندگی می کردند تشکیل یافت.
آپولینر(6) ، سالمون(7)، رای نال(8) گرت رود اشتاین (9) ، لئو اشتاین(10) نیز به این گروه پیوستند. پیکاسو این نهضت جدید زیبایی شناسی را درک کرد و براک به آن جنبه ی استنتاجی داد. این موضوع را می توان در منظره های پیکاسو درOise(1908) و اسپانیا (1909) و نیز در منظره های براک درĽestaque (19089 و همچنین درLa Roche Guyon او (1909) به رأی العین مشاهده کرد.
براک از امپرسیونیسم و فوویسم نیرو گرفت و رنگهای خود را با روحیه ی سخت گیری که نسبت به فرم داشت کنترل کرد. پیکاسو، این طراح غریزی، هم بر آن بود که در کار خویش رنگها را معرفی کند. هر کدام از اینان در کار خود با توجه به کیفیتی که فاقد آن بودند برای دستیابی به راه حل های مشترک تلاش می کردند.

این دو، مشکل اساسی نقاشی را مطالعه می کردند: نمای حجم رنگی در سطح صاف.
سیر تاریخی کوبیسم راه های موفقیت آمیزی برای این مشکل کشف کرد، در نتیجه زبان پلاستیکی جدید و در عین حال غنایی و ادراکی ای به وجود آمد که بر گرایش به «صور ظاهری» که از دوره ی رنسانس تا آن زمان مشاهده می شد، نقطه ی پایان گذاشت. به عنوان واکنش در برابر امپرسیونیسم و بی قیدی بصری آن، پیکاسو و براک تمام ظواهر تصادفی و اتفاقات جوی را از دنیای خود دور ریختند. آنها سعی می کردند خواص دائمی اشیاء و ثبات آنها را در یک فضای بسته، بدون پرسپکتیو یا نور، در شفافیتی هندسی که به سزان ملهم شده بود تشریح کنند. از این رو موضوعات مؤثر و محدودی را که به اشیای بسیار ساده خلاصه می شد انتخاب می کردند: درختان، خانه ها، ظروف میوه، بطری ها، میزهای کوچک و آلات موسیقی. این اشیاء می توانستند به فرمهای هندسی مبدل شوند و به سادگی توسط بیننده شناخته گردند. این نقاشان پیش از آن که در صدد اکتشافات دنیا باشند، با چند نشانه ی مشخص قصد خلق زبانی را داشتند که پر معنی بودن آن را احیای کند. لیکن در این دوره ی تجربی، با وجود کوشش هایی که در زمینه ی تناقض شیء و رنگ و نیم رنگ وحجم انجام گردید، فقط «تکرنگی» و یا نوعی تقلید از مجسمه سازی، حاصل آمد.


در سال 1910 براک به دنبال پیکره ها و طبیعت بیجان هاش منظره هایی را عرضه کرد. به گفته ی خودش او از فضای بصری به فضای قابل لمس رسید. پیکاسو گروهBateau Lavoir را به قصد بلوارClichy و مون مارتر (جایی که او سرها و تک چهره های خود را نقاشی کرد) ترک گفت.

دوره ی دوم کوبیسم به عنوان دوره ی تحلیلی به توسط خوان گری تعیین شد.
زیرا تجزیه ی روبتزاید فرم با همزمانی و مقارنه ی آن مشخص می گردد، به همان نسبتی که وجوه مختلف یک شیء در خود وجود دارد یا در افکار ما. بدین ترتیب گویی شیئی شکسته و پخش شده و از درون باز گردیده است. این وابستگی به رآلیسم کامل، کوبیسم را از انواع جنبش های آبستره ی مشتق از آن متمایز می سازد و آن را گرایشهای تزئینی فوویسم جدا می کند.
مسئله ی «همزمانی» همواره نظر هنرمندانی را به خود معطوف کرده است. در دوره ی تقلید بصری (از وان ایک (11) تا مونه) کسی نتوانست به وسیله ای بهتر از نوعی انعکاس آئینه مانند دست یابد، چرا که نقاشان قرن چهاردهم و یا پانزدهم از همزمانی فضایی در پیوستگی های پی در پی استفاده می کردند و نباید آن را با اصول متشکل و ساختی کوبیسم که از سطوح پهن و گسترده ی روی هم و حجم های شکسته به دست می آید قیاس کرد. این دوره ی تجربه ی ترکیبی و سیستماتیک، خالی از خطر کیمیاگرایی نبود. براک و پیکاسو با استفاده از* Papier Collés(12) و مصالح حقیقی (نظیر شن، شیشه، روزنامه، پارچه) و با قرار دادن آنها در متن بوم، چاره ای اندیشیدند که انگیزه ای برای ادراک می شد.
در طی این دوره به میزان قابل توجهی راجع به کوبیسم مطلب چاپ شد. از جمله کتاب Du cubism که در 1912 انتشار یافت. در کوبیسم نیز انشعاب هایی با گرایش های مختلف صورت گرفت که دو مورد اصلی آن اورفیسم(13) وSection Dor(14) بود که نهضتهایی مقدم بر گرایش های اولیه آبستراکسیون محسوب می شد.

در سال 1913 آپولینر کتاب نقاشان کوبیسم را انتشار داد و در این کتاب از نقاشی ادراکی صحبت کرد. این دوره بسیار نابهنگام و زودرس بود چرا که آن را می توان به آخرین دوره ی کوبیسم – ترکیبی – که از 1913 با شرکت فعالانه ی گری و لژه شروع می شد متصل کرد. هر چند علاقه و توجه لژه به کوبیسم به 1910 مربوط می شود، ولی حس مونومانتال و رغبت او به اشیاء جسیم مانع از راه یافتن وی به دوره ی ترکیبی شد. خوان گری در 1911 طبق روش خود به تجزیه و خرد کردن اشیاء پرداخت لیکن در تابستان 1913، طی اقامت در کرت(15) در جوار براک و پیکاسو، طرز عمل خود را نقض کرد. او این تغییر روش را چنین توجیه می کند: «از یک استوانه یک بطری می سازم». کثرت فیگوراسیون یک شیء روی بوم فهم آن را مشکل می گرداند و ریتم آن را حتی اگر در حالت فیگوراتیو بماند از شکل می اندازد. کوبیسم ترکیبی با ناتورالیسم و ارایه ی سنتی که از رنسانس به بعد تعقیب می شد کاملاً قطع رابطه کرد.

در شیوه ای جدید قسمت اعظم آن جریانهای تقلیدی به طور کامل دور ریخته شد و ابداع «نشانه» های پلاستیک که با استعاره های شعری قابل قیاس است به کار آمد. این نشانه ها بیشتر واقعیتی غنایی را می آفریدند تا خبط بصر را. سطوح پهن تر و نرم تر وسیع شدند، رنگهای طیفی ظاهر گردیدند، فرم و رنگ محلی بی اینکه اساس معماری تصویر را در هم ریزند، توانستند سازگارانه اتحاد حاصل کنند. کوبیسم در این مرحله از کیفیت غیر عملی و تجربی عدول کرد و مبدل به نوعی فلسفه ی زیبایی شناسی ادارکی شد و نظم عینی عالم را نه در ظاهر بلکه در ذات خویش عرضه کرد. گرایش شدید به عینیت (اهمیتی که با روانکاوی و جامعه شناسی آشکار شده بود) در اوایل قرن بیستم، همان نقش کشش به ذهنیت در دوره ی رمانتیسم را بازی می کرد. بدین ترتیب درست مقارن با تحول علم و تفکر معاصر، زبان پلاستیکی جدیدی به وجود آمد. این زبان هر چند خشک بود ولی خشکی آن بدون دربند کردن «خیز فردی» موجبات پیشرفت را فراهم می آورد. جنگ 1914 موجب پراکندگی آفرینندگان کوبیسم شد، هر یک به دنبال سرنوشت هنری خود سیر طریق کردند ولی سرافرازی گروهی آن سالهای قهرمانی (1907-1914) از بین نخواهد رفت.


پی نوشتها:
1)Joan Gris
2)Leger
3)Kahn weiler
4)Vignon
5)Max Jacob
6)Apollinaire
7)Salmon
8)Raynal
9)G.Stein
10)SteinL
.11)Van Eyck
12)Papier Collés
تکنیکی است که در گذشته ی دور به نوعی برای سرگرمی کودکان به کار می رفته لیکن امروزه به صورت هنر واقعی و غیر قابلانکاری در آمده است. براک برای کارآیی این تکنیک در این عصر، عنصر پلاستیکی جدیدی کشف کرد.13)
Orphism14
15) ؛ سال 1912 سالی بود که کوبیسم از دوره ی ترکیبی به دوره ی تحلیلی راه یافت و گواه توسعه و ترویج کوبیسم دراین زمان بود. بدینمناسبت این دوره، دوره ی طلایی نامگذاری شد. ژان ویلونJ.villon؛ رهبری گروهی از کوبیست ها را در این دوره به عهده داشت



نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
نظر شما در مورد این پست چیست ؟
هیچ نظری برای این مطلب وجود ندارد ! اولین نفر باشید ...
ارسال نظر

نظر شما :

برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
CAPTCHA Image   Reload Image
Enter Code*:

آخرین مطالب
 

برای ویرایش این متن به بخش تنظیمات قالب در کنترل پنل مراجعه کنید .